فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
398
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مطلع « 1 » هر سو كنار آبى ، بنشسته نازنينى * هر گوشه تازه سروى ، جايش گل زمينى و چون جنود برودت از كرهء زمهرير ميل به انحدار كرد و سپاه برف و باران « 2 » از صوب آلاچوق منجوق به جلگهاى زمين رسيد . وقتى كه در آفاق جز خضرت قوس قزح كسى سبزهزارى جهت اثارهء « 3 » فرح نبيند و در روى زمين ياسمنى غير برف نچيند . بيوت از قصب در ميان سبزهء تر همچو قضيب « 4 » زركش بر بالاى چتر اخضر مهيّا داشتند و علم آتش در ميان منقل سيمين همچو شاخ گل در وسط ياسمين برافراشتند . مثنوى « 5 » ( 212 - پ ) گلِ آتش ميان « 6 » آتش گل * فرازش دود همچون « 7 » شاخ سنبل شده از جَمرهء نارى « 8 » فروزان * سراى هر كسى كان « 9 » بدخشان و سزاوار ارباب ابصار آنكه چون مواهب پروردگار چنين نعمتى بزرگوار كرامت فرموده باشد ، هر گل زمينى را سجده گاهى سازند و هر برگ ياسمينى را ورق دفتر انتباهى دانند . خايف باشند از آنكه اين كرامت متألف « 10 » شود و نعم متوافق متبدّل به نقم « 11 » [ متخالف ] « 12 » گردد . ترسند از آنكه مبادا چون اهل سبا كواعب مواهب سبى نوايب گردند « 13 » ، و سيل عرم آفات سدّ دخول مخافات را بردارد . آن گاه هر كه زبان استعداد دعاى رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا [ 34 / 19 ] گشوده باشد ، او را تضرّع رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ [ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ ] « 14 » [ 23 / 99 ، 100 ] - الآية - به كار نيايد . و علماى تفسير در تفسير [ اين ] آيت كريمه [ كه در ] سورهء نحل واقع است و آيت
--> ( 1 ) . شعر . ( 2 ) . K : باران + را . ( 3 ) . P : اثارت . ( 4 ) . PF : قصب . ( 5 ) . P : شعر . ( 6 ) . P : مثال . ( 7 ) . P : همچو . ( 8 ) . F : نار . ( 9 ) . P : كار . ( 10 ) . KPF : تألف . ( 11 ) . F : نعم . ( 12 ) . KPF : متوالف ، با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد . ( 13 ) . F : گردد . ( 14 ) . FP : ندارد ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .